جمعه، اردیبهشت ۱۹، ۱۳۹۳

نتایج اولیهء انتخابات 1393 ریاست جمهوری افغانستان و احتمالات بعدی آن


م.سلطانپور

 

نتایج اولیهء انتخابات 1393 ریاست جمهوری افغانستان و احتمالات بعدی آن

 

نتایج اولیهء انتخابات اعلان شد که مطابق ارقام اعلان شدهء کمیسیون انتخابات هیچ کس برنده انتخابات نیست ولی مطابق همین ارقام دکتورعبدالله در مقام اول، دکتور احمدزی در مقام دوم، دکتور رسول در مقام سوم و استاد سیاف در ردیف چهارم قرار دارند و اقایون هلال، شیرزوی، سلطانزوی و ارسلا بالترتیب بعد ایشان.(* ضمیمه شماره 1 دیده شود)

 درین نوشتهء کوتاه مکثی میکنیم بر پروسهء انتخابات و نتایجی که برون داده شد و اینکه بعد ازین چه خواهدشد؟

1- انتخابت منحیث یک روند دموکراتیک در افغانستان جای پای بازکرده است.

حضور ملیونی مردم در روز انتخابات بخصوص سهمگیری فعال جوانان و زنان با وجود تهدیدات امنیتی درین پروسه نه تنها برای سیاستگران افغانستان بلکه برای سیاسیون سراسر گیتی غیر قابل باور بود. همه شاهد بودیم که حتی پیرزنان و پیر مردان کشور نیز خود را کشان کشان تا پای صندوقهای رای دهی رسانیدند. معنی اول این اشتراک اینست که مردم از رژیم فساد پرور امروزی به تنگ امده اند و از "برادران ناراضی" نیز بیزاز اند. معنی دومش این است که جامعهء افغانستان سیاسی تر شده و انتخابت منحیث یک روند دموکراتیک در افغانستان جای پای خود را بازکرده است و مردم دیگر "بلی صاحب" گویان نیستند. با همه تلاشها مافیای قدرت نتوانستند کاندید یا کاندیدهای مورد نظر خود را بر مردم تحمیل کنند. مردم با صراحت به قدرتمندان گفتند که: " ما دولتی نمیشویم بلکه دولت باید مردمی شود".[1]

2- انتخابات و چالشهای قومی

افغانستان کشوری است که از آغازین روزهای موجودیت خود منحیث یک کشور از چالشها، نابرابریها و شگافهای قبیلوی، قومی، مذهبی، زبانی و حتی سمتی و منطقوی رنج برده است ولی اینرا نیز تاریخ در حافظه دارد که همین مردم با همه اختلافات خود روزی که سرنوشت کشور واحد شان مطرح بوده همه اختلافات را کنار گذاشته و پهلو به پهلوی هم از وطن دفاع نموده اند. این شگافها طی سه دهه جنگ بخصوص طی دهه 90عمیق تر شد. مثلا دو قوم همزبان و هم فرهنگ تاجیک و هزاره که در طول تاریخ باهم زیسته و تمدنهای مشترک آفریده اند و کمترین اختلافی میان انها وجود نداشت به جنگ و دشمنی کشانیده شدند. انتخابات کنونی اگر هیچ امتیاز دیگری نداشته باشد اقلا این حصن را داشت که شگاف ایجادشده طی دههء 90 میان تاجیکان و هزاره ها را به پیمانهء وسیعی مرمت کرد. درین راستا نقش استاد محقق شایان تقدیر است. همچنان قرار گرفتن جنرال دوستم در پهلوی دکتور احمدزی نیز بی اعتمادی میان پشتونها و ازبیکها را کاهش خواهد داد. خوشبختانه با وجود همه رقابتها روحیهء همدیگر پذیری میان تاجیکها و پشتونها بخصوص قبایل درانی آن همیشه موجود بوده است.

اگر چندی درین انتخابات نیز رای ها بیشتر بر اساس سمت، قبیله و قوم بود ولی نتایج اعلان شده نشان میدهد که مردم خیلی کمتر از پیش به انتخابات از زاویه قوم و سمت نگریسته اند. همینکه هریکی از کاندیدان بخصوص دو، سه کاندید پیشتاز از همه اقوام و مناطق کشور رای اورده اند برهان قاطع بر این حقیقت است. در کشوریکه طی دهه ها از شگافهای عمیق قومی، قبیلوی، مذهبی و سمتی رنج برده است؛ این دست آورد کمی نیست. کما اینکه ما در رسیدن به ان مرحله که مردم به برنامه ها و پروگرامها رای بدهند هنوز راه دور ودرازی را در پیش داریم.

3- چالشهای انتخابات

بزرگترین چالش انتخابات مسئله امنیت انتخابات بود که بر اساس همکاری مردم و بیداری و تلاش نیروهای مسلح کشور بخوبی وبا امنیت بالنسبه کامل به انجام رسید.

 دومین چالش دست اندازی به آرای مردم است که شامل، تخطیها، تخلفها، و تقلبات گسترده و سازمان یافته میشود. باوجود آنکه گفته میشود درین دور انتخابات تخطیها و تقلبات کمتر بوده است ولی اسناد و حقایق نشر شده در مطبوعات و صفحات انترنیتی نشان میدهد که درین دور انتخابات تقلبات سازمان یافته بمراتب بیشتر از دو دور قبلی بوده است. شاید یکی از دلایل ان این باشد که در دو دور قبلی از قبل معلوم بود که چه کسی برنده است. در دور اول انتخابات را ملل متحد که دونر اصلی آن ایالات متحده است در دست داشت و از قبل معلوم بود که کاندید امریکایی چه کسی هست و در دور دوم نیز باوجود انکه آقای کرزی برنده نبود توسط جان کری نمایندهء ایالات متحده برنده اعلام شد. در دور اول تخلف یا تقلب جدی بر سر رنگِ بود که در زمان رای دهی بکار برده شده بود و قابل پاک کردن بود و از ان طریق یک نفر قادر بود برای کاندید مورد نظرش چندین بار رای دهد. من در همان سال مقالهء مفصلی تحت عنوان " یک رنگ و هزار نیرنگ" نوشته بودم که هنوزهم در سایتهای انترنیتی قابل دریافت است.[2] به علاوه سازماندهی متعلمین و منسوبین وزارت تعلیم و تربیه وسایر موسسات دولتی برای رای دادن به کاندید معین و دستبرد به رای پناهندگان افغانستان مقیم ایران و پاکستان. در دور دوم بزرگترین منبع تقلب حوزه های رای دهی خیالی بود که بنابر نبود امنیت در برخی مناطق کشور اصلا حوزه یی باز نبود ولی صندوقهای رای دهی بنام ان حوزه ها به نفع کاندید حکومتی پر گردید. ولی درین دور به علاوه اشکال قبلی تقلب، تقلب بزرگتری بنام کمبود اوراق رای دهی  سازماندهی گردید و صدها هزار رای دهنده از حق قانونی و مدنی خود محروم گردیدند. از کمیسیونهای انتخابات و شکایات ایکه اکثریت قریب به اتفاق اعضا و روسای انها نا مستقل و وابسته به هرارشی قدرت اند، نباید انتظار یک انتخابات پاک و شفاف را داشت.

4- برندگان انتخابات

در یک انتخابات شفاف و متکی بر معیارهای دموکراسی هیچ کسی بازنده نیست. فقط یک برنده وجود دارد و انهم مردم و آرای ایشان است. ولی متاسفانه چنین نشد و تقلبات گسترده به اشکال گونه گون آن سازماندهی گردید. ولی هنوز هم توقع برده میشود که کمیسیون شکایات انتخاباتی که در مستقل بودن رئیس و برخی از اعضای آن شک وجود دارد؛ با انصاف برخورد کنند و رای های مشکوک، باطل و قرنطین شده را مورد بررسی قرار داده و رای پاک را از ناپاک تفکیک نمایند. احتمال ان هنوزهم وجود دارد تا در همین دور اول برندهء انتخابات معین گردد. شاید کمتر کسی شک داشته باشد اگر بررسی صادقانه صورت گیرد دکتور عبدالله برندهء دور اول انتخابات است. در غیر آن انتخابات بر اساس ارقام ارائه شده فعلی باید به دور دوم کشانیده شود.

5- دور دوم انتخابات و عواقب آن

دو کاندید پیشتاز یعنی دکتور عبدالله و دکتور احمدزی باید در دور دوم با هم رقابت کنند. باوجود انکه تفاوت بین آرای دکتور عبدالله و دکتور احمدزی خیلی زیاد یعنی 13.4% است ولی هنوز هم اقای احمد زی به پیروزی خود پا می فشارد. اگر در دور دوم هم نتایج یا همین اختلاف یا کمتر از ان باشد شکست را نخواهد پذیرفت. اگر نتایج دور دوم برعکس باشد یعنی ارای احمدزی بیشتر از عبدالله باشد در آنصورت دکتور عبدالله نیز بصورت قطع آنرا نخواهد پذیرفت و در نتیجه کشور بسوی کشمکش و بحران خواهد رفت زیرا هردوجناح علاوه بر ارای معین مردم دارندهء گروپهای ملیشیایی نیز هستند.

اگر قرار باشد دور دوم انتخابات دایر گردد احتمالا شش کاندید ایکه در رده های بعدی قرار دارند به یکی ازین دو کاندید بپیوندند و ائتلافهای جدیدی شکل بگیرد. با در نظرداشت گذشته وتفکرات این کاندید ها پیش بینی میتوان کرد که آقایان زلمی رسول، استاد سیاف و گل آقا شیرزوی و احتمالآ سلطانزوی به تیم داکتر عبدالله بپیوندند و اقایون هلال و احتمالآ ارسلا به تیم دکتور احمدزی. درینصورت نیز تیم دکتور عبدالله از چانس بیشتر برای برنده شدن برخوردار خواهد بود. حتی اگر شخص استاد سیاف و زلمی رسول به تیم دکتور عبدالله نپیوندند، معاونین و اعضای تیم انتخاباتی ایشان به دکتور عبدالله خواهند پیوست. خطر در انست که انتخابات در دور دوم بیشتر قومی و منطقوی خواهد شد و هرتیمی که برنده شود به چالشهای بیشتر از پیش قومی و منطقوی مواجه خواهد شد و حکومتی که می سازد ناکامتر از حکومت کنونی خواهد بود. که این مسئله برای متحدین بین المللی افغانستان نیز غیرقابل پذیرش خواهد بود. گزینهء رفتن انتخابات به دور دوم بیش از انکه برای افغانستان و رای دهندگان یک گزینهء ناخوش آیند باشد، برای امریکا ومتحدین آن نیز چندان خوش آیند نیست چون ایشان علاوه بر سهمگیری در تامین امنیت اتنخابات باید مصارف میلیونی آنرا نیز بپردازند.

حالا یکی از سناریوهای احتمالی این است که آقای احدزی که میداند در دور دوم هم برنده نیست به چانه زنی و رفتن بد دور دوم تا آخرین روزها پافشاری خواهد کرد تا برای خود و همکارانش در حکومت آینده جای پایی باز کند و بالنتیجه در اخرین دقایق از رفتن به دور دوم منصرف خواهد شد.

سناریوی دیگر میتواند این باشد که انتخابات به دور دوم میرود و آقای احمدزی با سازماندهی تقلبات گسترده ( انهم در صورتیکه حامیان فعلی اش در کمیسیون انتخابات و شکایات انتخاباتی باقی بمانند و حامیان بین المللی افغانستان نیز از وی حمایت کنند) به پیروزی رسانیده خواهد شد و دکتور عبدالله  شکست رابنابر فشار خارجی طی یک کانفرانس مطبوعاتی مثل دور قبلی با چشمان پر اشک پذیرا خواهد شد. درسناریوی دومی باوجود انکه احتمال ان کمتر است ولی راه حل نیست چون از قرار معلوم اگر دکتور عبدالله هم از مقاومت دست بکشد حامیانش دست نخواهند کشید و کشور بسوی بی ثباتی و بحران داخلی سوق داده خواهد شد.

امیدوارم چنین نشود و کشور بسوی بحران بیشتر نرود.

یـــــــــــا هـــــــــــــو

م.سلطانپور

هفتم ثور سال 1393

 

*- ضمیمه شماره 1

نتایج اولیه انتخابات ریاست جمهوری افغانستان

نامزد
تعداد آرا
درصد
عبدالله عبدالله
٢٩٧٣٧٠۶
۴۴.۹
اشرف غنی احمدزی
٢٠٨٢۴١٧
۳۱.۵
زلمی رسول
٧۵٩۵۴٠
۱۱.۵
عبدرب الرسول سیاف
۴۶٨٣۴٠
۷.۱
قطب الدین هلال
١٨٠٨۵٩
۲.۷
محمدشفیق گل‌آغا شیرزی
١٠۶۶٧٣
۱.۴
داوود سلطانزوی
٣٠٧٣٧
۰.۵
هدایت امین ارسلا
١۵٣٩۴
۰.۲

برگرفته از سایت بی بی سی

 


[1]- رجوع شود به نوشته محترم دستگیر روشنیالی تحت عنوان- آغاز تاریخ نوین-  ویبلاگ رستاخیز ملی
 
[2]مراجه کنید به سایت آریایی- یک رنگ وهزار نیرنگ (رنگ،دموکراسی وارداتی آمريکايی را بيرنگ ساخت) – م.سلطانپور  http://www.ariaye.com/dari1/entekhabat/sultanpoor.html                

سه‌شنبه، فروردین ۱۲، ۱۳۹۳

نگاهی به ساختارقومی واحصائیه گیریِ کوچیهای افغانستان


  ع.م.اسکندری

 نگاهی به ساختارقومی

واحصائیه گیریِ کوچیهای افغانستان

 

افغانستان کشور عجیبی است که در تمام کرهء زمین نمیتوان نمونهء انرا یافت و به همین خاطر راه حل پرابلمهای ان نیز منحصر به خودش خواهد بود. یکی ازین ممیزه ها، ترکیب استثنایی قومی و تباری افغانستان است. [1]

- افغانستان کشورپاره قومها و اقلیتهای قومی است.

با آنکه در جهان کمتر کشوری میتوان یافت که تک قومی باشد ولی کشوریکه یکی از اقوام تشکیل دهندهء ان اکثریت نفوس ان کشور(51%) را نسازد نیز کمتر دیده شده است. بعضآ محققین افغانستان را با سویس، بلجیم و حتی یوگوسلاویای قبلی از نقطه نظر ترکیب قومی مقایسه میکنند؛ ولی با یک نگاه گذرا میتوان یافت که افغانستان با این کشورها نیز اصلا قابل مقایسه نیست. چرا؟ اولا ترکیب اتنیکی کشور بلجیم ازین قرار است: 58% فلمها، 31% فرانسوی ها، 1% جرمنها، 10% سایرین و از جمله مهاجرین افغانستان نیز شامل آنند[2]. ترکیب قومی در سویس بدینگونه است: 64% جرمن زبانها، 20% فرانسوی زبانها، 7% ایتالوی زبانها، 0.5% رومنیشها و بقیه سایرین بشمول مهاجرین و از جمله مهاجرین افغانستان مقیم ان کشور.[3] وثانیآ اینکه: در یوگوسلاوی سابق باوجود انکه هیچ یکی از اتنی های متشکلهء ان کشور اکثریت نفوس را نمی ساخت ولی بدنهء اصلی همه اتنیهای ساکن یوگوسلاویا ( به استثنای آلبانی تباران ولایت کوساوا مربوط ایالت صربستان) در داخل محدوده یی جغرافیایی یوگوسلاویا سکونت داشتند.[4] یعنی بیش از 90 تا 95% صربها، خرواتها، مکدونیها، سلاوینیها، هرتسه گووینیها در در داخل همان محدوده یی جغرافیایی بنام جمهوری سوسیالیستی فدرال یوگوسلاویا مسکن گزین بودند. البته اقلیتهای بسیار کوچک مجاری، رومانیایی، بلغاری که در مناطق سرحدی یوگوسلاویا با ان کشور ها سکونت داشتند و اقلیت جپسیها (کولی ها) را باید مستثنی قرار داد. در حالیکه بدنهء اصلی اکثراقوام عمدهء افغانستان در بیرون از جغرافیای کنونی افغانستان مسکن گزین اند. از جمله اکثریت پشتونها در پاکستان وبدنهء اصلی تاجیکها، ازبیکها، ترکمنها و بلوچها در کشورهای آسیای میانه و ایران سکونت دارند.

حالا ببینیم که ترکیب نفوس افغانستان چگونه است؟: در افغانستان هرگز احصائیه گیری دقیق صورت نگرفته است.

بر اساس احصائیه های سازمان امنیت امریکا، افغانستان دارای 31ملیون نفوس است که از آن جمله 42% پشتون، 27% تاجیک، 9% هزاره  %9 ازبک ، 4% ایماق، 3% ترکمن، 2% بلوچ و 4% متباقی سایر اقوام اند.[5]  بر اساس نوشتهء محقق افغانستانی محترم نسیم جواد  تحت عنوان " افغانستان ملت اقلیتها"، پشتونها 40%، تاجیکها 30%، هزاره ها 16% و ازبیکها 13% نفوس افغانستان را میسازند.[6] آقای انور الحق احدی در مقالهء خود تحت عنوان "زوال پشتونها" چنین احصائیه ای را از ترکیب قومی افغانستان بیرون میدهد: پشتونها 50%، تاجیکها 26%، ازبیکها 8%، هزاره ها 7% و ایماقها 6%.[7] در حالیکه آقای زلمی خلیلزاد سالها قبل این ترکیب را اینگونه بیان داشته است. پشتونها 40%(4.8 میلیون)، تاجیکها 30%(3.6 میلیون)، ازبیکها 10%( 1.2میلیون) و هزاره ها 8.3% ( 1.0میلیون).[8]  برنارد روبین محقق آمریکایی نیز با اتکا بر سرشماری تخمینی و غیر واقعی سال 1358 احصائیهء اقوام عمده افغانستان را این گونه می آورد: پشتونها 7ملیون(2 4%)، تاجیکها 3.5 ملیون (22%)، هزاره ها 1.5میلیون (9%) و ازبیکها ها 1.2 میلیون(8%).[9]

اگرچندی همه این احصائیه ها همه تخمینی و نا دقیق اند ولی جالب تر از همه این است که احصائیه های رسمی افغانستنان بمراتب غیر واقع بینانه و خیالی تر ازین تخمینهای مراجع و شخصیتهای اکادمیک اند. بطور مثال اکادمی علوم افغانستان اخیرا احصایه یی خیالی ایرا نشر نمود که باعث تعجب مراجع اکادمیک و مقاومت مردمی در داخل افغانستان شد. بر اساس ارقام دایر‌ةالمعارف اکادمی علوم افغانستان " پشتون‌‌ها 62.73 درصد، تاجیک‌ها، 12.38درصد، هزاره‌ها، 9درصد، ازبک‌ها، 6.10درصد، ایماق‌ها، 2.67درصد، ترکمن‌ها، 2.68درصد و دیگر اقوام شامل نورستانی‌‌ها، بلوچ‌‌ها، پشه‌ای‌ها، براهوی‌ها، شغنانی‌ها، هندو‌ها، سیک‌ها، قزلباش‌ها، بیات‌ها، گوجر‌ها، قرغیز‌ها، مغول‌ها و... نزدیک به 5درصد دیگر جمعیت افغانستان را تشکیل می‌دهند."[10] ولی این اداره نمیگوید که ارقام را بدین دقت از کجا بدست آورده اند که حتی رقم اعشاری آنرا نیز سنجیده اند. ازینجا معلوم میشود که احصائیه های نفوس افغانستان نه تنها نادرست بلکه کاملا جعل اشکار اند.

- آفغانستان سرزمین کوچی ها؟!

در احصائیه گیری سال 1358 نفوس افغانستان حدود 16 ملیون تخمین شده بود که از انجمله 2.5میلیون انرا کوچیها تشکیل میدهند. همچنان به اساس ارقام نشر شده توسط احصائیهء مرکزی در سال 1390 نفوس افغانستان بالغ بر 26.5 میلیون میرسد که از جمله 51% آن ذکور 49% اناث اند. و اینبار شمار کوچیهای افغانستان را 1.5 میلیون ذکر نموده اند[11]. با در نظر داشت همین مسئله نظر به تصمیم حکومت برای کوچیها 10کرسی از جمله242 کرسی در شورای ملی کشور در نظر گرفته شده است. معلوم است که این احصائیه گیری نیز نادرست و غرض آلود است. اولا چگونه ممکن در کشوریکه بیش از سی سال جنگ در جریان  است و سربازان هردو طرف جنگ مردان اند و هر روز کشته میدهند؛ هنوز هم تعداد مردان بیشتر از زنان باشد؟ دوم اینکه احصائیهء مرکزی چه وقت و در کجا و چگونه تعداد کوچیها را شمرده است که یک و نیم میلیون بوده اند. اگر در سال    1358آقای حفیظ الله امین دو ملیون را بر رقم نیم ملیون اضافه کرد و انانرا به بیشتر از دوونیم میلیون رساند؛ نمیدانم در احصائیه سال 1390 رقم بیش ازیک ملیون، به امر چه کسی بر نفوس کوچیها افزوده شده است؟[12] همین اکنون تعداد به اصطلاح نمایندگان کوچیها ( در حالیکه این وکلای محترم که بر مسند نمایندگی از کوچیها در پارلمان کشورنشسته اند اصلآ کوچی نیستند) معادل تعداد جمعی نمایندگان سه ولایت شرقی کشور (ولایت کنر، لغمان و نورستان) یا سه ولایت مرکزی (ارزگان، دایکندی وبامیان) و یا سه ولایت حومهء شمالی (ولایت پروان، کاپیسا و پنجشیر) است. این در حالی است که پارلمان افغانستان حتی یک کرسی اختصاصی برای اهل هنود کشور( هندوها و سک ها) را نیز لغو نمود. در حالیکه مطابق به حکم قانون اساسی هر کسی که تابعیت افغانستان را داشته باشد، افغان شمرده میشود و همه اتباع کشور از حقوق مساوی برخوردار اند و این تابعیت نیز با داشتن سند تابعیت یا تذکره نفوس تثبیت میگردد. درحالیکه همهء اهل هنود افغانستان تذکرهء تابعیت دارند ولی برعکس کوچیها اکثرآ تذکره یا سند شهروندی افغانستان را هم ندارند. که برین اساس نمیتوان حتی انها را اتباع افغانستان شمرد.

اینکه کوچیگری یک نوع زندگی بدوی است که اکثرا با مالداری و تربیهء مواشی وابسته است، نه تبار و قومیت معین، مسئله جداگانه ایست که به واشگافی علمی وجامعه شناسانه ضرورت دارد که من درینجا بر آن نمی پردازم، ولی برای من این مسئله قابل توجه است که آنانیکه خود طی چند نسل در مراکز شهرها سکونت دارند و یا از اروپا و امریکا برگشته اند بر کدام معیاری میتوانند خود را کوچی بنامند و باز به نمایندگی از کوچیها وارد پارلمان و هرارشی حکومتی گردند؟ اگر چنین باشد پس کوچی گری نه نحوهء زندگی بلکه باید تبارو یا قوم معین باشد.

- برگردیم به احصائیهء نفوس کوچیها: قبلا دیدیم که بر اساس احصاییهء سال 1358 کوچیها 2.5 ملیون جمعیت اند و بر اساس ارقام نشر شده سال 1390 احصائیهء مرکزی کشور انها یک و نیم ملیون نفر اند. این چگونه ممکن است که نفوس کل کشور طی این سالها از 16 ملیون به 26 ملیون رسیده باشد ولی نفوس کوچیها یک ملیون کاهش یافته باشد؟ خوب حالا ما همین 1.5میلیون را اساس قرار میدهیم و بر رسی میکنیم که چقدر درست یا نادرست است؟

هر انسانی به تامین احتیاجات زندگی خود ضرورت دارد. مامور دولت احتاجات زندگی خود را از طریق معاش دولتی، کارگر از طریق مزدکار خود، متفکر و نویسنده از طریق فکر و قلم خود، موتروان از طریق رانندگی و موتر خود، دهقان از طریق حاصل زمین خود و باغبان نیز از حاصلات باغ خود تامین میکند. کوچیها نیز که  که اکثرا مالدار هستند ( البته جت ها هم که کوچی اند ولی اکثرا تامینات خود را از طریق گدایی تامین میکنند ازین امر مستثنی اند) از طریق عواید مواشی  و مالداری خود احتیاجات زندگی خود را تا مین میکنند. اساسآ زندگی کوچیها وابسطه به مواشی و رمه های انها است. انها بخاطر تامین علوفه برای مواشی خود مجبور اند هم درتابستان و هم در زمستان به جاهایی سفر کنند که امکانات تامین علوفه برای مواشی ( گاو، گوسفند و بز، شتر و قاطر) انها مساعد باشد. به همین لحاظ کوچیان افغان در فصل تابستان به  مناطق سرسبز مرکزی و شمال شرقی افغانستان سفر میکنند ودر فصل زمستان به مناطق نسبتا گرم و سبز جنوب وسرحد افغانستان و پاکستان بر میگردند. شاید هم اکثرا معلوم نباشد که انها اتباع کدام یکی ازین دو کشور اند.

 بصورت طبیعی یک فامیل کوچی وقتی به این مسئله تن در میدهد که فراورده های مالداری اش کفایت مصارف خانواده اش را بنماید. اگر قبول کنیم که حد متوسط یک فامیل کوجی 5 نفر باشد درینصورت باید  300 هزار ( 1500000/5= 300000) خانوادهء کوچی در افغانستان وجود داشته باشد. حالا معلوم است که هیچ خانوادهء 5 نفری با بیست تا 50 راس گاو، بز و گوسفند و شتر به کوچ تن نمیدهد چون عواید آن کفایت مصارف خانواده را نمیکند. باید حد اقل از 100 تا 300 راس مواشی داشته باشد. حالا فرضیه را بر این میگیریم که هر فامیل باید 150 راس مواشی داشته باشد که درین صورت کوچیهای افغانستان باید مالک 45 ملیون مواشی (300000*150=45000000) باشند. این مسئله نیز معلوم است که در مناطق  شرقی، مرکزی، شمال و شمالشرق افغانستان مردمان متوطن انجاها نیز برخی به مالداری مشغول اند؛ اگر چندی که شغل اصلی شان زراعت و دهقانی است. حالا فرض را بر این بگیریم که تمام مردمان غیر کوچی افغانستان به اندازهء یک برچهارم یا 25% کوچیها مالداری دارند که تعداد آن میشود حدود 12 ملیون (45000000/4=11250000) مواشی.  درینصورت افغانستان باید دارندهء حدود 57 ملیون مواشی باشد که بر این اساس باید در قطار پنج کشور بزرگ مالدار جهان و بعد از ایلات متحده قرار بگیرد. حتی اگر برای هر خانوادهء کوچی صرف داشتن 100 راس مواشی را هم فرض کنیم بازهم افغانستان باید مالک 40 میلیون مواشی (300000*100=30000000+10000000=40000000) باشد که درین صورت هم بعد از ارجنتاین در مقام ششمین کشور مالدار جهان قرار میگیرد. لطفا به جدول ذیل که از نشرات سازمان زراعت و غذایی ملل متحد است توجه کنید: 
 
[13]               منبع : سازمان زراعت و غذایی ملل متحد

این جدول پانزده کشور بزرگ مالدار جهان را نشان میدهد که بر اساس آن برازیل با داشتن 189 میلیون مواشی در مقام اول، هند با داشتن 187 میلیون مواشی در مقام دوم، ایالات متحدهء امریکا با داشتن 95 میلیون مواشی در مقام چهارم و تانزانیا با داشتن 17 میلیون مواشی در ردیف پانزدهم قرار میگیرد.

در قارهء اروپا دو کشور کوچک هالند و دنمارک از جمله بزرگترین کشورهای مالدار و مولد فراوردهای شیردر اروپا اند. بر اساس احصائیه های سال 2009 هالند دارای 3.97 میلیون مواشی است که از جمله 1.5 ملیون ان گاو و متباقی سایر مواشی اند. هالند سالانه 11.7 ملیون تن شیر و 226 میلیون کیلو گرام گوشت تولید میکند که ازین جمله 40% ان بمصرف داخلی میرسد و باقی 60% انرا به خارج صادر میکند.[14] دنمارک دارندهء 1,599,000مواشی  است که بیشتر انرا گاوهای شیری تشکیل میدهد و سالانه 4.7 بیلیون کیلوگرام شیر و محصولات شیری تولید میکند که عواید صادرات انکشور از درک محصولات شیر سالانه به 1.8بیلیون یورو بالغ میگردد.[15]   

اگر این مسئله را بپذیریم که افغانستان دارای 1.5 میلیون کوچی یا 300هزار خانوار کوچی است پس باید این را نیز بپذیریم که افغانستان باید بیش از چهل میلیون مواشی داشته باشد و در سطح منطقه و جهان یکی از بزرگترین مولدین و صادر کنندهء فراورده های شیری (لبنیات) و گوشت باشد. در حالیکه نه تنها چنین نیست بلکه سالانه به هزاران تن گوشت و شیر خشک جهت تامین احتیاجات داخلی خود از خارج وارد میکند. هرگاه اگر بخواهیم با دقت به همین گونه محاسبه کنیم معلوم میشود که تعداد نفوس کوچیها، ده ها بار کمتر از احصائیه های اعلان شدهء رسمی حکومات افغانستان است. تمام تلاش و تقلای حکومات افغانستان بخاطر آن بوده است که کوچیها را پشتون قلمداد نمایند و با اضافه کردن یک و نیم یا دو ملیون  بر نفوس پشتونها آنها اکثریت نفوس کشور قلمداد کنند و اریستوکراسی و سران قبایل پشتون به قیمت اوارگی و دربدری مردم غریب پشتون بر افغانستان حکمروایی کنند. این در حالی است کوچیهای افغانستان باوجود انکه اکثرا از اقوام پشتون اند ولی در میان انها ترکمنها، قرغزها، بلوجها و گجورها، عربها و... نیز قرار دارند. حکام پشتون تبار افغانستان از این مردم بیچاره همیشه استفادهء ابزاری کرده اند ورنه این اریستوکراسی پشتون طی یک قرن اخیرمیتوانستند انها را مسکن گزین نمایند تا فرزندان انها نیز از تعلیم و تربیه و تمدن بهره مند می شدند. و حالا آقای اشرف غنی احمدزی کاندید ریاست جمهوری که خود را کوچی میخواند ونمیدانم که از سوی کدام مرکز اکادمیک  "دومین مرد متفکر جهان" ملقب شده، بدون انکه استراتیژی درستی را برای معضل کوچیها پیش کش کند میگوید که اگر او ریس جمهور شد مواشی کوچیها را از بوسیله یی لاریهای ترانسپورت دولتی (شاید هم ترانسپورت خصوصی) از جنوب به مناطق مرکزی و شمال شرقی افغانستان انتقال خواهد داد.[16] مرحبا! چه طرح عالمانه، عادلانه و دلسوزانه یی!

معضلهء کوچیها یک معضله اجتماعی است ولی حکومات افغانستان انرا قومی- تباری و حتی معضل سیاسی ساخته اند. حل این مشکل اولا به سرشماری دقیق نفوس کشور و از آنجمله کوچیهای کشور ضرورت دارد و بعدش هم به یک سیاست ملی و دلسوزانه تا این کتله نفوس کشور به زندگی مسکونی و متمدن روی ارند که پرداختن بر آن کار تحقیقی میخواهد که از توان این مقاله بیرون است.

 در عصریکه ملتهای جهان حتی تعداد درختان و پرندگان متوطن و مهاجر خود را نیزمیدانند ولی ما هنوز نفوس کشور خود را نمیدانیم؛ چه رسد به تفکیک آن بر اساس قومیت، مذهب و جنسیت. کشوریکه نداند چقدر نفوس دارد مسلما نمیتواند پلانهای درست در ساحات اقتصادی و انکشاف اجتماعی نیز وضع نماید.

متاسفانه در افغانستان همه چیزنادقیق، نا شفاف و بعضآ جعلی است . از تاریخ تا جغرافیه و از سیاست تا احصائیه. در کشوریکه حتی روز استقلال آن جعلی باشد چگونه میتوان انتظار داشت که احصائیهء نفوس، ترکیب قومی  وتباری و  احصائیهء  کوچیهای آن جعلی نباشد.[17]

 

 


[1]  در یک سیمنار علمی در دانشگاه لیستر انگلستان یکی از اساتید دانشگاه یکی از عوامل اساسی ناکامی پروسه ی دولت- ملت سازی در- افغانستان را موجودیت بیش از دو و نیم میلیون کوچیهای افغانستان که حدود25% نفوس کشور راباید تشکیل دهند؛ خواند. من با این احصائیه و نتیجه گیری مخالفت کردم و مسلمآ استدلال خود را داشتم. این یاد داشت بر مبنای همان بحث تهیه شده است.  
[3] -Demographics of Switzerland - Wikipedia, the free encyclopaedia
[4]- Where East meets West: Ethnic intermarriage in the former Yugoslavia, 1962 to 1989   -  Available  in PDF  
[6]- AFGHANISTAN A Nation of Minorities, By Nasim Jawad , available on line: http://edoc.bibliothek.uni-halle.de/servlets/MCRFileNodeServlet/HALCoRe_derivate_00004267/MRG_Afghan_1992.pdf
[7] - The decline of the Pashtuns in Afghanistan by Anwar-al-Haq Ahady, available on line:
[8] -The politics of Ethnicity in South East Asia: Political Development or Political Decay? By: ZALMAY KHALILZAD. Available on line: http://intersci.ss.uci.edu/wiki/eBooks/Articles/Ethnicity%20in%20SW%20Asia%20Khalizad.pdf
[9]- The Fragmentation of Afghanistan: State Formation and Collapse in the International System, By: Rubin, B. R. (2002), Second Edition, (New Haven and London: Yale University Press).p 26
[10] - آماردهی در دایره‌المعارف و تبعات منفی تبلیغاتی- روزنامهء هشت صبح
http://8am.af/oldsite.php?option=com_content&view=article&id=26025:1391-03-27-16-09-02&catid=3:2008-10-31-09-37-07&Itemid=554
[11]  - احصائیه سال 1390 اداره احصائیهء مرکزی افغانستان-  http://cso.gov.af/Content/files/Population(2).pdf
[12]       ترکيب اتنيکی (قومی و مليتی) نفوس افغانستان- نوشتهً فتح محمد سامع سابق استاد پوهنتون کابل. مرجعه شود به آدرس انترنیتی ذیل: http://www.ariaye.com/dari/saame.html
[14] -Cattle In The Netherlands :http://www.thedairysite.com/articles/2436/cattle-in-the-netherlands#sthash.JkZQd6TX.dpuf
[16] - مراجعه شود به  مقالهء عزیز رویش در ساست جمهوری سکوت تحت عنوان "نگاهي به طرح دكتر اشرف غني احمدزي در مورد حل معضل كوچي‌ها در افغانستان",  http://urozgan.org/fa-af/article/344/
[17]  افغانستان: کشوری که حتی روز استقلال آن هم جعلی است: نوشتهء دکتور لعل زاد منتشره در سایت خراسان زمین. http://www.khorasanzameen.net/php/read.php?id=361