جمعه، فروردین ۲۰، ۱۴۰۰

از بن تا استانبول!


از "بن" تا استانبول
بیست سال سفر؛
بانتیجهء مثبت، منفی، یا هیچ!
 ==============

قراین:

ازقراین چنین بر می آید که بزودی کنفرانس بین المللی در رابطه بر سرنوشت افغانستان در شهر استانبول تر کیه دایر خواهد شد. این کانفرانس بعد از بی ثمر بودن مذاکرات و توافقنامه با طالبان در دوحه، توسط خلیلزاد (در زمان دونالد ترامپ) صورت میگیرد.

 توافق ایکه ایالات متحده با زیرپا گذاشتن تمام نورمهای بین المللی ودپلوماتیک و عدم احترام به حاکمیت کشور دیگری (افغانستان)، با یک گروپ شورشی که خودشان آنها را قبلا تروریست خوانده بودند؛ امضا کرد؛ عملا آبروی ایلات متحده را منحیث یک کشور لیبرال- دموکراسی بر زمین زد.

نامهء اهانت بار و خلاف عرف دپلوماتیک آقای بلنکین وزیر امور خارجهء امریکا عنوانی اشرف غنی احمدزی رئیس جمهور نامنهاد افغانستان، نمایانگر آنست که ایالت متحده ارزش چندانی به حکومت کابل و بخصوص آقای احمدزی قایل نیست. ایالات متحده قرار گفتهء نمایندهء آن کشور در امور افغانستان (آقای زلمی خلیلزاد) نه به اجازهء کسی یا کشوری به افغانستان آمده و حین برآمدن نیز به اجازهء کسی ضرورت ندارد.

این حد اعلای بی مبالاتی و عدم حرمت به میثاقها و نورمهای پذیرفته شده در مناسبات بین المللی است.

******
تاریخچه:

بیست سال قبل هم تحت رهبری ایالات متحده و نقش سمبولیک سازمان ملل بعد از لشکر کشی ایالات متحده به افغانستان و سقوط رژیم طالبان، در شهر "بن" کشور آلمان کنفرانسی برای حل مشکل افغانستان تدویر یافت.

درین کانفرانس با آنکه نیروهای جبههء متحد ضد طالبان در قدرت بودند و دولت اسلامی افغانستان تحت رهبری پروفیسور ربانی دارای شناسایی بین المللی بود؛ ولی رهبری حکومت انتقالی بالاثر تصمیم تیم امریکائیان افغان تبار آقای خلیلزاد، احمدزی و دیگران که عملا رهبری بن را در دست داشتند، به یک آدم نا شناخته شده ولی هم تبار ایشان آقای حامد کرزی، سپرده شد.

بگذریم از اینکه تیم مذاکره کنندهء حبههء متحد ضد طالبان نتوانستند و یا نخواستند برموضع خود پافشاری کنند؛ ولی حقیقت مسلم این است که رهبری آنوقت ایالت متحده به مشورهء تیم خلیلزاد در "بن" و بعد آن چنان تصامیمی گرفتند که با حقایق جامعهء افغانستان همخوانی نداشت. بعد بیست سال و مصرف تریلیونها دالر، کشته شدن هزاران سرباز و افسر ایلات متحده و متحدین آن، شهادت صدها هزار سرباز، افسر و مردم ملکی افغانستان، در همان جایی هستند که بیست سال پیش بودند؛ حتی بد تر از آن یعنی قبول شکست دربرابر یک گروه شورشی و تروریستی.
*******

وضعیت کنونی:

با آنکه میگویند تا حال بیش از 31 پیشنهاد از سازمانها و احزاب گونه گون بشمول طرحی از جانب ارگ و آقای اشرف غنی احمدزی به شورای صلح اقغانستان رسیده است؛ البته به دعلاوهء پلان پیشنهادی آقای خلیلزاد به نمایندگی از حکومت ایالات متحده امریکا. مسلما کانفرانس بر معیار همان طرح امریکا با تعدیلات خواهد چرخید.

من از کانفرانس استامبول با آنکه باور دارم؛ که یک چانس بزرگ تاریخی برای آوردن صلح در افغانستان است؛ توقع زیادی ندارم.

چرا؟

 چون:
- میدانم که متاسفانه این کنفرانس باز هم تحت رهبری مستقالانهء سازمان ملل نیست.

                - در راس تیم امریکائیها بازهم همان "یارقدیم!" آقای خلیلزاد شاید قرار داشته باشد. او از نگاه قومی و فکری دوست ومتحد طالبان است و حتی المکان به نفع طالبان فیصله خواهد کرد.
- مشکل افغانستان بدون اجماع منطقوی و بین المللی حل نمیشود.
 اگرچندی که کانفرانس " ترویکا " ی مسکو و کنفرانس "قلب آسیا" در دوشنبه نمایانگر اجماع بهتر بین المللی درین مورد است؛ مشروط بر آنکه سوء تفاهم های اخیر میان روسیه و امریکا از یکسو چین و امریکا از جانب دیگر، بر تصامیم کانفرانس تاثر منفی نگذارد.

- متاسفانه از قراین چنین بر می آید که درین کانفرانس نیز احتمالا همان هایی دعوت خواهند شد که در ساال 2001 در بن دعوت شده بودند؛ بشمول طالبان. جای نیروها و شخصیتهای دموکراتیک، ترقیخواه و ملی ، زنان و جوانان قسمآخالی خواهد بود.

امیدوارم شورای صلح همه طرح ها و پیشنهادات را چه برای آنها داده شده باشد؛ یا فرستاده نشده باشد؛ نظریات همه روشنفکران و پژوهشگران کشور را در نظر بگیرند و از شخصیتها و سازمانهای مستقل، ملی و دموکراسی خواه کشور نیز در کنفرانس دعوت نمایند.
- اگر در این کانفرانس تصامیم معقول و مطابق شرایط زمان و حقایق ملموس منطقه و بالخصوص حقایق داخلی جامعهء چند قومی و چند فرهنگی افغنانستان، گرفته نشود و صرف حکومت به طالبان سپرده شود؛ در آنصورت جنگ داخلی ادامه خواهد یافت و بار دیگر افغانستان به مرکز تروریزم بین المللی تبدیل خواهد شد.
امیوارم که چنین نشود و این کانفرانس زمینهء "خروج آبرومندانه"ی قوتهای خارجی را مساعد سازد وزمینه ساز برای آزادی، دموکراسی، صلح، آشتی و زیست باهمی همه اقوام، قبایل مذاهب  و همه مردم افغانستان گردد.
*******

پیشنهادات:

کنفراکس استانبول باید اقلا باید درموارد اصولی ذیل تصمیم بگیرد:

- حفظ نظام جمهوری.

- تغیر نظام از جمهوری ریاستی به جمهوری پارلمانی
- تغیر ادارهء سیاسی از سیستم بسیار متمرکز و ناکار آمد کنونی به یک سیستم نیمه متمرکز، یا نا متمرکز ویا هم فدرالی .

- احیای مجدد مقام صدارت در راس قوای اجرائیه.
- رئیس جمهور و صدر اعظم فقط باید یک معاون داشته باشند.

- انتخابی شدن همه ارگانهای محلی قدرت دولتی از سطح ولسوالیها تا شهرها، ولایات، شوراهای محلی ، ولایتی، شورای ملی، سنا و رئیس جمهور. (*)

- اعلان آتش بس میان طالبان و دولت - تحت نظارت جدی سازمان ملل.

- خلع سلاح همه تفنگداران غیر مسئول( طالب و غیر طالب) و ادغام ایشان در قوتهای مسلح کشور.
- حکومت موقت یا عبوری ( ویا حتی حکومتی که نتیجهء انتخابات زود هنگام باشد) باید طی شش ماه سرشماری کامل نفوس کشور را تحت نظارت مستقیم سازمان ملل براه اندازد و تکمیل کند.
- حکومت موقت باید موظف گردد تا طی شش ماه نسخهء تعدیلی قانون اساسی کشور را آماده سازد.
- تجدید نظر بر ساختار اداری (ولایتی) کشور. (**)
======

نظریات:

(*)- من از تقسیم افقی و عمودی قدرت حمایت میکنم:

من از تقسیم افقی قدرت میان سه قوهء (مقننه، قضائیه و اجرائیه)، و تقسیم عمودی قدرت یا مردمی شدن قدرت از سطح ده تا رآس کشور حمایت می کنم. نامش را فدرالی می گذارید، پا رلمانتاریستی یا غیر متمرکز سازی قدرت و یا هر نام دیگری، برای من تفاوت چندانِ ندارد.

قدرت باید به مردم سپرده شود و نصب و عزل تمثیل کنندگان قدرت از قریه دار تا حاکم محل، شهردار و از وکیل تا والی ولایت وتا صدر اعظم و رئیس جمهور کشور باید در صلاحیت مردم باشد.

(**)- تقسیمات اداری (ولایتی) کشور مطابق به واقعیتهای کشور نیست. حتی تقسیمات زمان شاه تحت نام ولایات و حکومتهای اعلی و زون بندی زمان ببرک کارمل بمراتب منطقی تر نسبت به تقسیمات اداری کنونی بود.

دراين جا منحيث يک نظرفردی واحدهای اداری خود گردان محلی را با درنظرداشت خصوصيات تاريخی ، ترکيب قومی ، مذهبی ، زبانی و منطقوی ولايات ( ايالات) ذيل را پيشنهاد نمايم:

1ـ ولايت کابل ( متشکل از ولايت کابل ، بخشی از لوگرو ميدان شهر) مرکز شهرکابل

2- ولایت پروان (متشکل از ولایات کاپیسا، پروان و پنجشیر) مرکز شهر چاریکار

3ـ ولايت ننگرهار( متشکل از ولايت ننگرهار، کنر و لغمان ) مرکز شهر جلال آباد

4ـ ولايت نورستان

5ـ ولايت پکتيا ( متشکل از ولايت پکتيا ، پکتيکا، خوست و بخشی از لوگر ) مرکز شهر گرديز

6ـ ولايت غزنه ( متشکل از غزنی ، زابل ووردک ) مرکز شهر غزنی

7ـ ولايت قندهار (متشکل از قندهار ، هلمند و بخشی از ارزگان) مرکز شهر قندهار

8ـ ولايت هريوا يا هرات ( متشکل از ولايت هرات ، غور، فراه و بخشی از بادغیس ) مرکز شهر هرات

9ـ ولايت نيمروز

10ـ ولايت غرجستان يا باميان (ولايت باميان ، دایکندی و قسمتی از ارزگان) مرکز شهر باميان

11ـ ولايت فارياب(متشکل از ولايات فارياب ، جوزجان و بخشی از بادغیس) مرکز شهر میمنه

12- ولايت بلخ يا بخدی ( متشکل از ولايت بلخ ، سرپل و سمنگان ) مرکز شهرمزار شريف

13ـ ولايت تخارستان ( متشکل از ولايات بغلان - پلخمری ، کندز و تخار ) مرکز شهر کندز

14ـ ولايت بدخشان

به آرزوی آمدن صلح آبرومندانه و پایدار در کشور.

یــــــــــــــــــــــــا هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو!

هفتم اپریل 2021 

هیچ نظری موجود نیست: